حسن حسن زاده آملى

79

هزار و يك كلمه (فارسى)

كلمهء 229 جناب قاضى نور الله شهيد نوّر الله نفسه الزكية در اول مجلس ششم كتاب شريف مجالس المؤمنين فرمايد : تنبيه - پوشيده نماند كه بسيارى از عيّاران روزگار و ابله طرّاران دكاندار كه صاحبان غلظت طبع و كثافت حجابند ، و سالها به مرض مزمن آرايش و فزايش سبلت و محاسن عمر گذرانيده‌اند ، و عمامه كبيره كه بار عناد و استكبار است بر سر نهاده‌اند ، و مآثر شعوذه و تكسير و رمل و نجوم را بر مردم مشتبه به كرامات و خارق عادات ساخته‌اند ، و بسيارى از مردم گول را در دام ارادت خود انداخته‌اند . و اگر أحيانا از مشايخ مخالفين كه از سرچشمه تحقيق يعنى مشرب عذب مرتضوى دور افتاده‌اند ، چيزى از خوارق عادات صدور نموده نه از باب كرامت اوليا بوده بلكه از آثار تسخير جن و عمل شعوذه و سيميا بوده . چنان‌كه از شيخ مقتول در بعضى اسفار مشهور ، و از سكّاكى در صحبت جغتاى خان بر السنه مذكور . و دور نيست كه متصوفان خرقه‌پوش و شيخكان شيد فروش آثار سيميا و تسخير بارمل و تكسير را از قبيل كرامات مىنموده باشند تا از براى خود منصب ارشاد و ولايتى تراشند . شعر : نقد صوفى نه همه صافى بىغش باشد * اى بسا خرقه كه مستوجب آتش باشد خوش بود گر محك تجربه آيد به ميان * تا سيه‌روى شود هركه در او غش باشد و ركن صاين نيز در اين باب گويد : اگرچه طاعت اين شيخكان سالوس است * كه جوش و ولوله در گوش انس و جان انداخت ولى به كعبه كه گر جبرئيل طاعتشان * به منجنيق تواند بر آسمان انداخت ( مجالس المؤمنين - ط 1 چاپ سنگى - ص 257 ) .